لغت نامه دهخدا
قصبه شام. [ ق َ ص َ ب َ ] ( اِخ ) شهری است نزدیک دریای عمان از شهرهای حضرموت و اهل او خارجی باشند و قبر هود نبی آنجا است. این شهر در میان کوههای ریگ است که آن را احقاف خوانند. ( نفایس الفنون، مقاله پنجم ).
قصبه شام. [ ق َ ص َ ب َ ] ( اِخ ) شهری است نزدیک دریای عمان از شهرهای حضرموت و اهل او خارجی باشند و قبر هود نبی آنجا است. این شهر در میان کوههای ریگ است که آن را احقاف خوانند. ( نفایس الفنون، مقاله پنجم ).
شهری است نزدیک دریای عمان از شهر های حضرموت و اهل او خارجی باشند و قبر هود نبی آنجا است. این شهر در میان کوههای ریگ است که آنرا احقاف خوانند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 محمد مقدسی، شامات را بخشی پهناور با روستاهای نیکو و پُر از کشتزار توصیف نموده و یادآور شده است که آن را تک آب نیز مینامند؛ زیرا پایینترین روستاها است و آبها به سویش روان هستند، پایان کاریزها بدان سوی است و به این خاطر، در همه قصبه (شهرستان) مشهور است. همچنین در تاریخ الحاکم، از چند وادی (کاریز) نام برده شده که یکی از آنها «وادی شامات» است. به گفته مقدسی؛ این ربع، شهرکی ندارد، میوه بسیار نیز ندارد و همه کشتزار است.
💡 محمد مقدسی، شامات را بخشی پهناور با روستاهای نیکو و پُر از کشتزار توصیف نموده و یادآور شدهاست که آن را تک آب نیز مینامند؛ زیرا پایینترین روستاها است و آبها به سویش روان هستند، پایان کاریزها بدان سوی است و به این خاطر، در همه قصبه (شهرستان) مشهور است. همچنین در تاریخ الحاکم، از چند وادی (کاریز) نام برده شده که یکی از آنها «وادی شامات» است. به گفته مقدسی؛ این ربع، شهرکی ندارد، میوه بسیار نیز ندارد و همه کشتزار است.