قدم شمرده نهاد

لغت نامه دهخدا

قدم شمرده نهادن. [ ق َ دَ ش ُ / ش ِ م ُ دَ / دِ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) به احتیاط تمام راه رفتن. ( آنندراج ):
قدم شمرده نهد حسن در قلمرو خط
چو عاملی که به پای حساب می آید.صائب ( از آنندراج ).صائب قدم شمرده نهد بر بساط گل
در پای رهروی که شکسته ست خارها.صائب ( از بهارعجم ) ( از آنندراج ).

جمله سازی با قدم شمرده نهاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 درین قلمرو آفت قدم شمرده گذار که دام مکر بود تار و پود ازین مردم

💡 قدم شمرده نهم بر بساطِ گل صائب ز بس که خارِ ملامت گزیده پای مرا

💡 قدم شمرده نهد عقل در قلمرو عشق ز سنگلاخ خطرهاست شیشه باران را

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز