فرق خطابه و جدل

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] جَدَل یا مُجادِلِه، استدلالی است که از قضیه های مشهور یا مورد قبول مخاطب تشکیل می شود، و برای قانع سازی طرف مقابل به کار می رود. صورت سادهٔ جدل این است که یکی دیگری را با پرسش های پی درپی و متعدد روبه رو می کند؛ به طوری که سرانجام او به تناقض گویی بیافتد و محکوم شود. در این مبارزه کسی که بتواند از پذیرفته های طرف مقابل بهره گیرد و او را به بن بست بکشاند، پیروز می شود.خطابه یا خطبه یا وعظ، سخنی است برای تحریک مردم به انجام یا ترک عملی از طریق تحریک عواطف و اقناع آن ها. در واقع در خطابه پیش از آن که اندیشه و فکر افراد مورد خطاب باشد، احساسات و عواطف آن ها را مخاطب قرار می دهند. آیین سخنوری را خطابت می گویند.
«منطق صوری» و بخشی که از خود مواد و محتوای معلومات بحث می کند، «منطق مادی» یا «صناعات خمس» نامیده می شود.
اقسام استدلال و قیاس
در منطق مادی یا صناعات خمس، استدلال و حجت را به لحاظ مواد و محتوای مقدمات که آیا یقینی اند یا مشهور یا مسلم و یا مخیل و غیره به اقسامی تقسیم می کنند؛ زیرا هریک از این مقدمات نتیجه ای خاص را به بار می آورند و به لحاظ نتیجه ای که می دهند، استدلال و قیاس را به «برهانی»، «جدلی»، «خطابی» و «شعری» تقسیم می کنند.
قیاس جدلی
قیاس «جدلی»، قیاسی است که از ظنیات تشکیل شده باشد و مقدمات آن شامل مشهورات، مسلمات و مقبولات می شود. بنابراین «مقبولات» در صناعت جدل به کار می رود.
خطابه
...

جمله سازی با فرق خطابه و جدل

💡 در دوران باستان، این جزیره به‌سبب تعلیم فن خطابه شهرت بسیار داشت و اشخاص نامی و بزرگی چون ژولیوس سزار و کاسیوس و سیسرون در آنجا فن خطابه و سخنوری آموختند.

💡 پس از خطابه و سخنرانى عمومى امام عليه السلام و گفتگوى آن حضرت با عمربن سعدو برگشت او به سوى لشكريانش، عمرسعد مجددا از ميان صفوف لشكريانش بيرونآمده و تيرى به سوى خيمه هاى حسين بن على رها كرد و خطاب به سپاهيانش چنين گفت:((اِشْهَدوا لى عِنْدَالا مير اَنِّى اَوَّلُ مَنْ رَمى؛)) در نزد امير گواهى بدهيد كه مناول كسى بودم كه به سوى خيمه هاى حسين بن على تيراندازى نمودم )).

💡 لوسییوس سنه‌کا، خطیب فیلسوف رواقی، استاد فیلسوف رواقی، استاد فن خطابه و معلم نرون یکی از پادشاهان روم بود. او طی مدت زندگی‌اش امپراتوران مختلفی را از سر گذرانید ولی هر یک به نوعی با او خصومت داشتند و به دلایلی در صدد از بین بردن او بودند.