فرصت کردن

فرهنگ معین

( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) مجال داشتن، وقت مناسب و کافی داشتن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - وقت مناسب حاصل کردن یا فرصت نمی کنم سرم را بخارانم. ابدا وقت ندارم ۲ - از کار فارغ شدن.

ویکی واژه

مجال داشتن، وقت مناسب و کافی داشتن.

جمله سازی با فرصت کردن

💡 مواد و توسعه آن‌ها از پایه‌های تمدن به‌شمار می‌روند. به‌طوری‌که دوره‌های تاریخی را با مواد نام‌گذاری کرده‌اند: عصر سنگ، عصر برنز، عصر آهن، عصر فولاد، عصر سیلیکون و عصر کربن. ما اکنون در عصر کربن به سر می‌بریم. عصر جدید با شناخت یک مادة جدید به وجود نمی‌آید، بلکه با بهینه کردن و ترکیب چند ماده می‌توان پا در عصر نوین گذاشت. دنیای نانومواد، فرصتی استثنایی برای انقلاب در مواد کامپوزیتی است.

💡 اسرائیل این فرصت را دارد تا یک رابطهٔ تازه بین خود و فلسطینی‌ها ایجاد کند. اولین و مهمترین نکته این است که اسرائیل برای امن کردن خیابانهای خود، باید اجازه داشته باشد تا مهاجمان مسلح را تا درون خاکهای تحت کنترل فلسطین، پیگرد کند و این یک واکنش توجه‌پذیر است که آمریکا هم در این زمینه با اسرائیل هم‌نظر است و همدردی می‌کند.

💡 هزاره‌ها به عنوان یک قوم خراسانی دارای رسوم و آیین‌های خاص خود هستند. جشن نوروز با برگزاری مراسمی چون پهن کردن سفره هفت‌سین، دید و بازدیدهای خانوادگی، و اجرای موسیقی‌های محلی جشن گرفته می‌شود. این آیین‌ها نه تنها به عنوان رویدادهای فرهنگی، بلکه به عنوان فرصت‌هایی برای تقویت همبستگی اجتماعی و خانوادگی نیز مورد توجه قرار می‌گیرند.