فرهنگ معین
(غِ. زَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) (عا. ) ناپدید شدن.
(غِ. زَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) (عا. ) ناپدید شدن.
( مصدر ) ناپدید شدن: ناگهان غیبش زد.
(عا.)
ناپدید شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روز عضوگیری، اسرار غیبی انجمن خواهرانه یایا، هماتاقیها، یک روز شاد دیگر، فریبکار، صدا زدن، باشگاه گورستان، با توجه به گرتا، فرزندان توانا، تمام آرزوهای من، فرشته سنگی، دو مرد در شهر و وقتی که مردی زنی را دوست دارد اشاره کرد.