لغت نامه دهخدا
غائب باز. [ ءِ ] ( نف مرکب ) شطرنج باز کامل که خود از حریف غائب نشسته بواسطه دیگری مهره به خانه ها دواند و بر حریف مات کند. ( غیاث اللغات ). و رجوع به غائبانه شود.
غائب باز. [ ءِ ] ( نف مرکب ) شطرنج باز کامل که خود از حریف غائب نشسته بواسطه دیگری مهره به خانه ها دواند و بر حریف مات کند. ( غیاث اللغات ). و رجوع به غائبانه شود.
شطرنج باز کامل که خود از حریف غائب نشسته بواسطه دیگری مهره به خانه ها دواند و بر حریف مات کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عجايب و غرايب از كرامات و معجزات مشاهد مشرفه و ضرايح متبركه ديده و شنيده شده است. اگر اين طور ارتباطات و درهاى نور و رحمت به روىاهل ايمان باز نبود، ما را به حال خود مى گذاشتند و مى رفتند و به طور مطلق غائب مىشدند، با تاءكيدى كه بر دعوت به توجه و تمسك به عترت نموده اند.
💡 ابوعمرو دمشقی گوید که از ابن جّلا شنیدم گفت پدر و مادر را گفتم مرا اندر کار خدای تعالی کنید گفتند کردیم، از ایشان غائب شدم یک چندی، چون بازآمدم شبی بود بارنده در سرای به زدم، پدرم گفت کیست گفتم فرزند تست احمد گفت ما را فرزندی بود و بخدای بخشیده ام و ما از عرب ایم آنچه بخشیده باشیم بازنستانیم و در باز نگشاد.
💡 عیسی پس از آن در آن سفره نگریست، هم بر آن صفت دید که از آسمان فرو آمده بود هیچ نقصان در وی نیامده. و گویند هر درویش که آن روز از آن مائده بخورد توانگر گشت، که تا زنده بود نیز درویش نگشت، و هر بیمار که از آن بخورد تا زنده بود بیمار نگشت، پس آن سفره برسان مرغی بر پرید، هوا گرفت و بآسمان باز شد، و ایشان در آن مینگرستند، تا از چشم ایشان غائب گشت.
💡 ((محمد بن يعقوب كلينى ))با سند خود از ((على بن جعفر))و او از برادرش امام كاظمعليه السلام نقل كرده كه فرمود: ((هنگامى كه پنجمين امام از فرزندان هفتمين (امام كاظمعليه السلام ) غائب شد و مواظب دينتان باشيد، همانا صاحب اين امر را غيبتى است بهگونه اى كه معتقدان به امامت او، از اين عقيده باز مى گرداند، و اين امتحانى است از جانبخداوند...)) (413)