لغت نامه دهخدا
عرض شدن. [ ع َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) معروض شدن. ( از آنندراج ):
گر ز صد آرزوی وصل یکی بشماری
تا قیامت نشود عرض تمنای دلم.حسین ثنائی ( از آنندراج ).
عرض شدن. [ ع َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) معروض شدن. ( از آنندراج ):
گر ز صد آرزوی وصل یکی بشماری
تا قیامت نشود عرض تمنای دلم.حسین ثنائی ( از آنندراج ).
معروض شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این حالت اتفاق میافتد، زیرا عرضهای جغرافیایی، که در بیشتر نقشههای دنیا تحت پوشش خطوط افقی مستقیم میباشند، در واقع در روی سطح کره به صورت منحنی میباشند، که با نزدیک شدن به قطب کوچکتر میشوند.
💡 مدتى مى گذرد و آقاى طلبه چيزى نمى گويد و آقاى استاد هم از ترس اين كه نكند جواب، منفى باشد جراءت نمى كند از او سؤال كند ولى به جهت طولانى شدن مدّت، صبر آقا تمام مى شود و روزى به وى مى گويد: آقاى عزيز، از عرض پيام من خبرى نشد؟ مى بيند كه وى (به اصطلاح ) اين پا و آن پا مى كند. آقا مى گويد: عزيزم، خجالت نكش آنچه فرموده اند به حقير بگوييد چون شما قاصد پيام بودى (وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلاالْبَلاغُ الْمُبينُ)(148)