طلای کشته

لغت نامه دهخدا

طلای کشته. [ طِ / طَ ی ِ ک ُ ت َ / ت ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) از عالم سیماب کشته. علی رضای تجلی راست:
بی توبر من ماهتاب امشب شب دیگر شده ست
نور شمعم چون طلای کشته خاکستر شده ست.( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

از عالم سیماب کشته

جمله سازی با طلای کشته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در برخی رسانه‌ها خبری مبنی بر کلیدهای پلاستیکی طلایی رنگی که بین رزمندگان توزیع می‌شده که نمادی بوده از ورود به بهشت برای داوطلبانی که در جریان نبرد کشته می‌شدند پخش شده بود. این مسئله مورد مناقشه پژوهشگران جنگ است. این مسئله در کتاب و فیلم پرسپولیس از مرجان ساتراپی نیز مطرح شده و تصوری عمومی از تشویق داوطلبان برای رفتن به جبهه و «شهادت» می‌دهد. به نظر حسین دهباشی:

اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز