طعنه کشیدن

لغت نامه دهخدا

طعنه کشیدن. [ طَ ن َ / ن ِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) تحمل کردن سرزنش دیگران را. توبیخ رسیدن به کسی:
طعنه خامی همان صائب ز مردم میکشم
گرچه میریزد شرار از سوز گفتارم چو شمع.صائب.

فرهنگ فارسی

تحمل کردن سرزنش دیگران.

جمله سازی با طعنه کشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سپهدار تنکابنی روزی به کاخ او می‌رود و در مورد وضعیت املاکش می‌پرسد، رضاشاه که احدی جرات نفس کشیدن بدون اجازه وی را نداشت و به دیکتاتور مطلق العنانی بدل شده بود با طعنه پاسخ می‌دهد:

💡 همیشه نازش دشمن از ایشان بود بر هرکس کنون از طعنه ایشان نیارد بر کشیدن شر