طاق و نیم طاق

لغت نامه دهخدا

طاق و نیم طاق. [ ق ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) سلسله ای از طاقهای خُرد و بزرگ راستین، یا بصورت نما.

فرهنگ فارسی

سلسله از طاقهای خرد و بزرک راستین یا بصورت نما.

جمله سازی با طاق و نیم طاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون ابروی معشوقان با طاق و رواقست چون روی پریرویان با رنگ و نگارست

💡 خانه ات را گفت ویران ساختند طاق و سقفش را به خاک انداختند

💡 ساختمان قدیمی که آن را مقبره باباعبداله می‌نامند اولین آتشکده این روستا بود است زیرا باتوجه به تیزی طاق و گنبد آن بنای غیر اسلامی است و در هنگام ورود اعراب به علت روستا بودن این مکان فقط نقش این بنا را تغییر دادند.

💡 ج. چهارطاقی نیاسر نزدیک کاشان، متعلق به دوره اردشیر یکم ساسانی، یک چهارطاقی با نقشه سنّتی است که گنبد آن شامل هشت قالب گچی ترکیب شده با نی در لابه‌لای اندود داخلی طاق و در نوع خود بی‌نظیر است.

💡 جدا ز طلعت طاق ابروان چه سود کند که بر فلک کشی از سنگ و خشت طاق و رواق

💡 بر ابروی تو از هر طاق و منظر دیده‌ای بینم چو بر شکل مه نو چشم حسرت روزه‌دار‌ان را