فرهنگ معین
( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) ۱ - ظاهرسازی کردن، حیله کردن. ۲ - بازی کردن.
( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) ۱ - ظاهرسازی کردن، حیله کردن. ۲ - بازی کردن.
( مصدر ) ۱ - حیله کردن چاره کردن. ۲ - بازی کردن ملعبه ساختن.
ظاهرسازی کردن، حیله کردن.
بازی کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قرمز در صنعت مُد مدرن همانگونه که در نقاشیهای قرون وسطایی استفاده میشد مورد استفاده قرار میگیرد: برای جلب توجه بیننده به شخصی که قرار است مرکز توجه باشد. به نظر میرسد افرادی که قرمز پوشیدهاند، حتی اگر واقعاً در همان مسافت با هم فاصله داشته باشند، نزدیکتر از لباسهای رنگی دیگر هستند. این معمولاً توسط نگهبانان و افراد دیگری انجام میشود که شغل آنها نیاز به پیدا کردن آنها به راحتی دارد.
💡 ایسلند که تا قرن بیستم از فقیرترین کشورهای جهان بود در سالهای پس از جنگ جهانی دوم با صنعتی کردن ماهیگیری خود و دریافت کمک از طرح مارشال به رفاه دست یافت و توانست در دههٔ ۱۹۹۰ تبدیل به یکی از مرفهترین کشورهای جهان شود و حتی از لحاظ شاخص توسعه انسانی در سال ۲۰۰۵ رتبهٔ اول را در میان کشورهای جهان بهدستآورد. ایسلند دارای بازاری آزاد است و میزان مالیات در این کشور نسبت به دیگر اعضای سازمان همکاری اقتصادی و توسعه نسبتاً پایین است.