لغت نامه دهخدا
صندلی نامه. [ ص َ دَ م َ ] ( اِخ ) نام داستان امیر حمزه است که بر صندلی نشسته با پهلوانان مشورت می کرد:
قصه حمزه بی اصل زمان آخر شد
صندلی نامه دردسر ما باز بجاست.محسن تأثیر ( آنندراج ).
صندلی نامه. [ ص َ دَ م َ ] ( اِخ ) نام داستان امیر حمزه است که بر صندلی نشسته با پهلوانان مشورت می کرد:
قصه حمزه بی اصل زمان آخر شد
صندلی نامه دردسر ما باز بجاست.محسن تأثیر ( آنندراج ).
نام داستان امیر حمزه است که بر صندلی نشسته با پهلوانان مشورت میکرد
💡 بعد پاسدار رفت بیرون و آن جوان بود. من چون گفتم کار دارم زودتر این نامه را بدهید ببینم چیکار دارید وقت تلف نکنید ایشون پا شد آمد و جلو صندلی که من نشسته بودم با نیم متر فاصله ایستاد و چیزی از تو جیبش درآورد و گفت متاسفانه اشتباهی آوردم نامه را....و رنگ ورقه هایش نشان می داد که همان اعلامیه هایی بود که آورده بود آنجا پخش کند بعد از اقدام.
💡 گلوبال اکسپرس (با شناسه بی دی-۷۰۰-۱اِی۱۱) گونهای برگرفته از هواپیمای گلوبال اکسپرس است، که ۰٬۸۱۳ متر (۳۲ اینچ) از درازای بدنه جلویی آن و ۱٬۲۰۰ مایل دریایی از بیشینه برد پرواز آن کاهش یافتهاست. گنجایش صندلیهای آن تا ۱۹ مسافر است. هواپیما در ۲۵ اکتبر ۲۰۰۱ شناسانده شد و پس از یک ارزیابی مثبت از بازار با نامههایی به منظور فروش ۱۵ فروند از آن در تاریخ ۵ فوریه ۲۰۰۲ یک پرواز ویژه داشت.