صلح جستن
مترادفها
صلح کردن، آشتی کردن
متضادها
جنگیدن، ستیزه کردن
لغت نامه دهخدا
صلح جستن. [ ص ُ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب )آشتی خواستن. صلح طلبیدن. سازش خواستن:
هرکه با دشمنان بجوید صلح
سر آزار دوستان دارد.سعدی.رجوع به صلح شود.
فرهنگ فارسی
آشتی خواستن
جمله سازی با صلح جستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به صلح کوش و مکن با من ای نگارین جنگ به جنگ جستن من چند تیز داری چنگ
💡 دولتهای منطقه پس از سالها درگیری و تنشهای نظامی، اکنون تصمیم گرفتهاند با ایجاد کانالهای دیپلماتیک جدید، برای برقراری صلح جستن.
💡 در شرایط بحرانی فعلی، جامعه بینالملل باید تمام تلاش خود را به کار گیرد تا طرفهای درگیر برای جلوگیری از فاجعه، صلح جستن.
💡 رهبران دو کشور با نشستهای متعدد، امیدوارند که در نهایت با گفتگوهای مسالمتآمیز و صلح جستن، روابط دو طرف را بهبود بخشند.