صحرا شور

لغت نامه دهخدا

صحراشور. [ ص َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از بخش ری شهرستان تهران 22000گزی باختر ری 30000گزی جنوبی راه رباطکریم، سکنه 6 تن. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).

فرهنگ فارسی

ده کوچکی است از بخش ری شهرستان تهران

جمله سازی با صحرا شور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 محدوده گُتاو:از شمال کوه بستک، از جنوب صحرای خلوص، از مغرب رودخانه شور، و از سمت مشرق به روستای خلوص محدود می‌گردد.

💡 ندارم چاره چون با ابلهان جز مستمع بودن چو صحرای قیامت، عرصه گاه شور شد گوشم

💡 دو بالا می شود شور جنون در دامن صحرا که گردد بال و پر میدان خالی اسب سرکش را

💡 چو نگذاری به عقلم، رهنمون کن شور سودایی ز شهر آواره ام چون می کنی، مجنون صحرا کن

💡 شور مرا به دامن صحرا چه حاجت است این آتش فروحته دامان چه می‌کند

💡 من همه صحرای عشق او همه دریای حسن من همه شور و جنون او همه باد بهار

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز