لغت نامه دهخدا
شکم گرفتگی. [ ش ِ ک َ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) یبوست طبع. ( ناظم الاطباء ). حصر. ( از منتهی الارب ). رجوع به شکم گرفتن و شکم گرفته شود.
شکم گرفتگی. [ ش ِ ک َ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) یبوست طبع. ( ناظم الاطباء ). حصر. ( از منتهی الارب ). رجوع به شکم گرفتن و شکم گرفته شود.
یبوست طبع حصر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غربالگری معایب عملکردی تمامی ارگانها و دستگاهها به صورت دستوری یا بر حسب دادههای بالینی و تشخیصی میبایست برنامهریزی شوند. برآورد عملکردی ریهها توسط دمسنجی، بررسی احتمال گرفتگی عروق کردن، بررسی اعضا شکم و تصویربرداریهای مکمل مغزی، ریوی و شکمی تعدادی از این غربالگریها است. انجام فیزیوتراپی تنفسی و فراگیری حرکات تخلیه شبکه هوارسانی و استفاده بهینه از نیروی سرفه در چند جلسه قبل از عمل میتواند در سیر بعد از عمل مفید واقع شود.
💡 علت آن ترشح سروتونین، دوپامین و کاتکول آمینها است. علائم شامل اسهال، گرفتگی شکم، گرگرفتگی، تعریق و بیماری دریچهای قلب است.