لغت نامه دهخدا
شکم کوچک. [ ش ِ ک َ چ َ ] ( ص مرکب ) دارای شکم کوچک. خردبطن. خردشکم. مقابل شکم بزرگ. مقابل بزرگ شکم. ( یادداشت مؤلف ). || کنایه از کم خور. کم خواره. آنکه کم خورد. ( یادداشت مؤلف ).
شکم کوچک. [ ش ِ ک َ چ َ ] ( ص مرکب ) دارای شکم کوچک. خردبطن. خردشکم. مقابل شکم بزرگ. مقابل بزرگ شکم. ( یادداشت مؤلف ). || کنایه از کم خور. کم خواره. آنکه کم خورد. ( یادداشت مؤلف ).
دارای شکم کوچک یا کنایه از کم خور آنکه کم می خورد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باقرقره شکمسفید حدود ۳۵ تا ۳۹ سانتیمتر طول دارد. سطح پشتی بدن جنس نر به رنگ قهوهای مایل به خاکستری و جنس ماده زردرنگ با راهراه عرضی سیاه و ارغوانی است. و سطح زیرین بدن آن سفیدرنگ است و در ناحیهٔ سینه چند نوار سیاه دارد. سر و گردن کوچکی شبیه به کبوتر دارد اما بدنش جمعوجور و تنومند است. بالهای او هم بلند و نوکتیز است.
💡 ۱۲ سانتیمتر؛ نر و ماده همشکل. پرندهای است کوچک و قهوهای رنگ که مرتباً از درخت بالا میرود. از دارکوبها و کمرکولیها به وسیله اندازه کوچک، منقار باریک و خمیده و با رفتار ویژهاش به آسانی تشخیص داده میشود. سطح پشتی قهوهای رنگ با رگهرگه نخودی و سطح شکمی سفید نقرهای دارد.
💡 سنگچشم خاکستری کوچک تقریباً ۲۰ سانتیمتر طول دارد و نسبتاً کوچکتر از سنگچشم خاکستری بزرگ است. پیشانی پرنده سیاهرنگ بوده و در مقایسه با خاکستری بزرگ منقاری کوچکتر، بالهایی بلندتر و دمی کوچکتر دارد. پرهای گلو و چانهٔ پرنده سفید و بخش پایین بدنش نخودی رنگ است که در ناحیهٔ شکم، صورتی کمرنگ میشود. پاها، منقار و دم پرنده سیاه بوده و دمگاهش خاکستری رنگ است.