شروع نمودن

لغت نامه دهخدا

شروع نمودن. [ ش ُ ن َ / ن ِ / ن ُ دَ ] ( مص مرکب ) شروع کردن. آغازیدن و ابتدا کردن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به شروع کردن شود.

فرهنگ فارسی

شروع کردن آغازیدن و ابتدا کردن

جمله سازی با شروع نمودن

💡 اين آيات در مقام تكميل نمودن آيات قبلى است، و مساءله (استجابت دعا) و (كشفضرّ) را كه آيات قبل، از بتها و خدايان مشركين نفى مى كرد در باره خداى سبحاناثبات مى نمايد، زيرا آن آيات قبل از اينجا شروع شد كه مى فرمود:(قل ادعوا الّذين زعمتم من دونه...) و اين آيات از اينجا شروع مى شود كه (ربّكمالّذى يزجى لكم الفلك فى البحر...).

💡 و تأمل نمودن پیش از شروع راه «توقف» گویند و تأمل بعد از آن را «تأنی» و «انائت» نامند.

💡 در اثناى اين مجلس رقص و پايكوبى يك نظامى عليرتبه تركيه اى قرآنى را به دستگرفته و در حال مستى شروع به پاره نمودن و پرتاب آن به زير پاى رقاصه نمودو با نعره اى مستانه گفت: كجاست خدايى كه قرآن را حفظ كند؟