شد کاریده

لغت نامه دهخدا

شدکاریده. [ ش ُ دَ / دِ ] ( ن مف ) شیارکرده.

فرهنگ فارسی

شیار کرده

جمله سازی با شد کاریده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ای سیه دل لاله بر کشتم چرا خندیده‌ای نوبهارت وانماید آنچ من کاریده‌ام

💡 ناف ما بر مهر او ببریده‌اند عشق او در جان ما کاریده‌اند

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران