شتاب جوش

لغت نامه دهخدا

شتاب جوش.[ ش ِ ] ( نف مرکب ) که به سرعت جوشد. که شتابان و به تعجیل جوش زند: هَدوج؛ دیگ شتاب جوش. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

که بسرعت جوشد که شتابان و بتعجیل جوش زند.

جمله سازی با شتاب جوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هم اكنون روز شنبه بيست و پنجم ماه ذيقعده سال دهم هجرت است. وضع شهر مدينهگويى با ديگر روزها فرق كرده است. جنب و جوش بيسابقه يى است. در بيشتر خانه هاو منازل، افرادى خود را براى سفر آماده مى كنند. در كوچه ها و معابر پر پيچ و خم شهرعده اى به شتاب در رفت و آمدند. دسته اى با كسان خود وداع مى كنند و به عجله خود رابه كاروانهاى مكه مى رسانند. هياهويى برپاست و جميعت فراوانى از مرد وزن بهبدرقه عزيزان خود آمده اند و در حالتى كه قطرات اشك از چشمانشان سرازير است،كاروانيان را سفر به خير مى گويند.

سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز