شب باشی

لغت نامه دهخدا

شب باشی. [ ش َ ] ( اِ مرکب ) منزل و جایگاه شب و محل آسایش در شب. ( ناظم الاطباء ). || ( حامص مرکب ) شب بودن. باشش در شب.

فرهنگ فارسی

منزل و جایگاه شب و محل آسایش در شب یا شب بودن.

جمله سازی با شب باشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا چند مست باشی تو از باده هوس یکجرعه هم بنوش زجام و سبوی دوست

💡 بر درِ بی‌نیازی از کِه و مِه گر تو باشی وگرنه او را چه

💡 عرصهٔ شوق عدم پر بی‌کنار افتاده است هر چه باشی چون شرر یکبار باید تاختن

💡 به حکمت کوش تا باشد که باشی بلبل یزدان بمانی جاودان اندر بهشت خلد رضوانش

💡 چو این گفته باشی به پرسش ز نام که از نام گردد دلم شادکام

💡 صفت شراب داری تو به مجلسی که باشی دو هزار شور و فتنه فکنی ز خوش لقایی

اندوخت یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز