لغت نامه دهخدا
( شب آموز ) شب آموز. [ ش َ ] ( نف مرکب ) آموزنده بشب. که شب هنگام تعلیم گیرد. فراگیرنده به شب. آنکه درشب بیاموزد و تعلیم گیرد. || آنکه در شب تعلیم دهد. || در تداول عامه، زن که شب به شوی خود بد کسان ِ شوی خود گوید. ( یادداشت مؤلف ).
( شب آموز ) شب آموز. [ ش َ ] ( نف مرکب ) آموزنده بشب. که شب هنگام تعلیم گیرد. فراگیرنده به شب. آنکه درشب بیاموزد و تعلیم گیرد. || آنکه در شب تعلیم دهد. || در تداول عامه، زن که شب به شوی خود بد کسان ِ شوی خود گوید. ( یادداشت مؤلف ).
( شب آموز ) آموزنده بشب که شب هنگام تعلیم گیرد یا آنکه در شب تعلیم دهد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو شهریار بیان از سکوت نیم شب آموز گمان مبر که گرم لب تکان نخورد خموشم