شاه شجاع کرمان

لغت نامه دهخدا

شاه شجاع کرمانی. [ ش ُ ع ِ ک ِ ] ( اِخ ) رجوع به شاه بن شجاع کرمانی و غزالی نامه ص 97 و نفحات الانس ص 56 شود.

جمله سازی با شاه شجاع کرمان

💡 شاه شجاع علّت را پرسید و شاه سلطان گفت که اندکی خبر بیرون افتاده و به تحقیق، درست شده که امیر مبارزالدین، تدارک فروگرفتن ما کرده و آفتاب که بدمد، من مقتول خواهم بود و شما مکحول.

💡 پس شاه شجاع و شاه سلطان، شاه محمود را که کوچکتر بود، در دهلیز نشاندند تا به او آسیبی نرسد و خود به درون رفتند و بر درِ تالاری که امیر مبارزالدین در آن ساکن بود، ایستادند.

💡 شاه محمود که جناح خود را بازیافته بود، همراه با شاه شجاع، سپاه مغول را تعاقب کرند و با گذر از رود ارس صفحات نخجوان و ماورای ارس را از حضور مغولان پاک ساختند.

💡 پسر امیرمبارزالدین، یعنی شاه شجاع پس از کورکردن او در سال ۷۵۹ ق. به‌جایش بر تخت سلطنت نشست. شاه شجاع نسبت به پدرش علاقه بیشتری به شعر و فرهنگ و ادب داشت. تا جایی که وی هم ممدوح حافظ بود و هم ممدوح جهان ملک خاتون.[پانویس ۲]