شاهبابا اصفهانی که در منابع با نام «باباشاه اصفهانی» و گاه «باباشاه عراقی» نیز شناخته میشود، از نامدارترین خوشنویسان سده دهم هجری و معاصر شاه عباس صفوی بوده است و در هنر نستعلیق به مرتبهای رسید که او را از برجستهترین استادان این خط در زمان خود دانستهاند. او در اصفهان پرورش یافت و بنا بر برخی گزارشها از مردم کوهپایه اصفهان بوده و بیشتر عمر خود را در همین شهر یا در انزوا و دوری از معاشرتهای عمومی سپری میکرد. باباشاه شخصیتی عارفمسلک، گوشهنشین و اهل سلوک معرفی شده که از نزدیک شدن به دربارها و اهل قدرت پرهیز داشت و زندگی خود را عمدتاً وقف کتابت و تهذیب درونی کرده بود. در منابع تاریخی آمده است که او جز در موارد ضرورت با دیگران سخن نمیگفت و بیشتر در حالت خلوت و انزوا به نوشتن و تمرین خط مشغول بود. وی در خوشنویسی شاگردانی داشته و برخی او را شاگرد سید احمد مشهدی دانستهاند، هرچند درباره استادان دقیق او اختلاف نظر وجود دارد. شهرت باباشاه در خط نستعلیق به حدی بود که آثارش را با قیمتهای بالا خریداری میکردند و خط او به لطافت، روانی و استواری ویژهای معروف بود. بسیاری از تذکرهنویسان او را پس از میرعماد از بزرگترین خوشنویسان نستعلیق دانستهاند و جایگاه هنری او را بسیار والا توصیف کردهاند. افزون بر هنر خوشنویسی، باباشاه در شعر نیز طبعآزمایی داشته و با تخلص «حالی» اشعاری از او در منابع ادبی نقل شده است که مضامین عرفانی و وحدتگرایانه دارند. از مهمترین آثار منسوب به او رسالهای در آداب خوشنویسی با عنوان «آدابالمشق» است که درباره اصول و شیوههای کتابت بحث میکند و نمونهای از نگاه آموزشی او به هنر خط به شمار میرود. باباشاه در سالهای پایانی زندگی، بنا بر برخی روایات در سفری به عراق در بغداد درگذشت و همانجا به خاک سپرده شد، هرچند درباره تاریخ دقیق وفات او اختلافهایی در منابع دیده میشود.
شاه بابا اصفهان
لغت نامه دهخدا
شاه بابا اصفهانی. [ اِ ف َ ] ( اِخ ) معروف به حالی اصفهانی. شاعر و خطاط نیمه دوم قرن دهم. هشت سال نزدمیرعلی هروی خطاط شاگردی کرد و بسفر عراق و خراسان رفت و در سال 1022 یا 996 هَ. ق. در بغداد یا تبریزدرگذشت. دیوان شعر دارد. ( از الذریعة ج 9 ص 227 ).