لغت نامه دهخدا
شانه بالا انداختن. [ ن َ / ن ِ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از تمرد کردن و یا آنکه با بی اعتنایی از مطلبی تعبیر نمودن: سوسن شانه هایش را بالا انداخت. ( سایه روشن صادق هدایت ص 19 ).
شانه بالا انداختن. [ ن َ / ن ِ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از تمرد کردن و یا آنکه با بی اعتنایی از مطلبی تعبیر نمودن: سوسن شانه هایش را بالا انداخت. ( سایه روشن صادق هدایت ص 19 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درباره كسانى كه بدون دليل و برهان (فقط به خاطر تكبّر در برابر حق ) هر چه مىشنوند انكار كرده و شانه بالا مى اندازند مى فرمايد: لَه فِى الدّنيا خِزىٌ و نُذيقهُيَومَ القيامَةِ عَذابَ الحَريق (43) به اين افراد پر مدّعاى بى علم، هم در دنيا خوارىو هم در قيامت عذاب سوزانى مى چشانيم.
💡 گودکایند تحت تأثیر کارهای آین رند و فلسفه عینیت گرایی قرار گرفت. ویلام پری در نوشته اش دربارهٔ این مجموعه در خبرنامه انجمن اطلس اظهار میدارد که «شخصیتها، طرحها و مضامین و سایر مظالب گودکایند، به وضوح و مستقیماً تحت تأثیر کار رند قرار دارند و قهرمانان کتاب گاهیً از اصول عینی گرایی استناد میکنند». پری خاطرنشان کرد که مضامین عینی گرایی در «ایمان افتادگان» آشکارتر میشود، و همین امر رمان را در میان طرفداران گودکیند جنجالی کرد. علاوه بر این، این رمان شامل صحنههای مختلفی است که پیرامون کتابهای رند سرچشمه (۱۹۴۳) و اطلس شانه بالا انداخت (۱۹۵۷) را تکرار میکند.