سکوی نگهداری

مترادف‌ها

سکوی استقرار، سکوی نگهبانی

فرهنگستان زبان و ادب

{maintenance platform} [حمل ونقل ریلی، حمل ونقل هوایی] سکویی متحرک و مجهز به بالابَر که دارای تجهیزات لازم برای تعمیر و نگهداری هواگَرد است متـ. بالابَر نگهداری maintenance lift

ویکی واژه

سکویی متحرک و مجهز به بالابَر که دارای تجهیزات لازم برای تعمیر و نگهداری هواگَرد است

جمله سازی با سکوی نگهداری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از سوی دیگر، روی سکه‌های برخی از شاهان پارس از جمله سکهٔ وادفراداد یکم بنایی را نقش کرده‌اند که آتشگاه بوده و آتش شاهی را بر فراز آن یا در درون آن نگهداری می‌کرده‌اند و چون این بنا سکویی دو پله دارد، و دو در آن همانند کعبهٔ زرتشت است و مرکز پادشاهی پارس هم در شهر استخر بوده است، پس همان کعبهٔ زرتشت است که بر سکه‌هایشان نموده شده است و بر روی سقف همین بناست که سه آتشدان گذارده‌اند و پادشاه پارس جلو آن به حالت عبادت ایستاده است..

💡 نگهداری موشک‌های سوخت جامد همواره دارای ریسک بالای است، چون راکت‌های سوخت جامد می‌توانند به راحتی در معرض انفجار تصادفی قرار بگیرند. چنین حادثه ای در اوت ۲۰۰۳ در انفجار موشک برزیل در سکوی پرتاب موشک در پایگاه آلکانتارا برزیل رخ داد و ۲۱ تکنسین را کشت.

💡 در انبار مرکزی کارخانه، از یک سکوی نگهداری مستحکم برای قرار دادن قطعات حساس و گران‌قیمت دستگاه‌ها استفاده می‌شود تا از آسیب دیدن آن‌ها جلوگیری شود.

💡 کارگران باید دقت زیادی به داشته باشند که هنگام قرار دادن کالاها روی سکوی نگهداری، وزن آن‌ها را به گونه‌ای توزیع کنند که سکو دچار مشکل نشود.

💡 برای جلوگیری از تجمع رطوبت در زیر محصولات، از سکوی نگهداری با طراحی خاص و با قابلیت جریان هوا در زیر آن استفاده شده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران