لغت نامه دهخدا
سه دامنی. [ س ِ م َ ] ( اِ مرکب ) نوعی از قباچه با چاکهای دراز. در شرح خاقانی نوشته جامه حریر که سه چاک دارد از پیش و یک از قفا. این جامه مخصوص رقاصان است. ( آنندراج ) ( غیاث ).
سه دامنی. [ س ِ م َ ] ( اِ مرکب ) نوعی از قباچه با چاکهای دراز. در شرح خاقانی نوشته جامه حریر که سه چاک دارد از پیش و یک از قفا. این جامه مخصوص رقاصان است. ( آنندراج ) ( غیاث ).
نوعی از قباچه با چاکهای دراز در شرح خاقانی نوشته جامه حریر که سه چاک دارد از پیش و یک از قفا این جامه مخصوص رقاصان است
💡 از این خوشتر به خونم دامنی بالا زند دیدی ببر زین تلخ کامی ها خبر نوشین دهانم را
💡 ای که با آلایش تر دامنی خو کردهای در بغل آیینه داری زنگ پیدا میشود
💡 زلف را شانه زدو حلقه و بندش بگشاد دامنی مشک فرو ریخت از آن زلف سیاه
💡 چه حاصل سبز شد گر کویت از سیرابی اشکم که من با دامنی پرخار حسرت از چمن رفتم
💡 مولانا حامد دامنی از شخصیتهای ماندگار و تأثیرگذار تاریخ بلوچستان و ایرانشهر میباشد.