سنگ در موزه اف

لغت نامه دهخدا

سنگ در موزه افتادن. [ س َ دَ م َ / مو زَ / زِ اُ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از اقامت کردن. ( برهان ) ( فرهنگ رشیدی ). کنایه از حرکت بازماندن. ( آنندراج ). ترک نمودن سفر. ( برهان ). ترک سفر کردن. ( از فرهنگ رشیدی ) ( آنندراج ). رجوع به سنگ شود. || اضطراب. بی قراری. ( فرهنگ رشیدی ). بی آرام. بی قراری. ( غیاث ). مزاحمت. بی قراری. ( برهان ):
کله آنگه نهی که درفتدت
سنگ در موزه کیک در شلوار.سنایی.

جمله سازی با سنگ در موزه اف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کی شکایت از دل بی رحم دلبر داشتم؟ گر چو او من هم دلی از سنگ در بر داشتم

💡 در بر سیمین دل چون سنگ بیرون آمدی سنگ در هنگامه سیمینبران انداختی

فرای یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز