فرهنگستان زبان و ادب
{fumigant} [شیمی، کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] ماده ای جامد یا مایع که از بخار آن برای از بین بردن آفت ها استفاده می شود
{fumigant} [شیمی، کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] ماده ای جامد یا مایع که از بخار آن برای از بین بردن آفت ها استفاده می شود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دوده خال تو آخر ز جهان دود بر آورد وه عجب آتشی افتاد به عالم ز سپندی
💡 ز چاک سینه دود آه من گلگون برون آید ز مرهم دست باید شست از زخمی که خون آید
💡 که هر کس که بیداد گوید همی به جز دود ز آتش نجوید همی
💡 چو دودین آتشی کآبش بروی اندرزنی ناگه چو چشم بیدلی کز دیدن دلبر شود بینا
💡 بسکه می دارم نهان در سینه دود آه را رنگ داغ لاله می ماند به خونم بیشتر
💡 چند گویی دود برهان است بر آتش خمش بینمت بیدود آتش گشته و برهان شده