فرهنگ معین
(سَ رُ سِ رّ. تَ ) [ فا - ع. ] (مص ل. ) رابطه داشتن، رابطة پنهانی داشتن.
(سَ رُ سِ رّ. تَ ) [ فا - ع. ] (مص ل. ) رابطه داشتن، رابطة پنهانی داشتن.
یا سر و سر داشتن با کسی. با او رابطه داشتن: مثل این که بو برده بودند که او با پلیس سر و سری دارد.
رابطه داشتن، رابطة پنهانی داشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا به خار و خس ما بی سر و پایان چه رسد کشتی نوح درین قلزم خون طوفانی است
💡 ايـن جـوانـان نگاه به سگ كردند بعضى گفتند ترس اين هست كه او با سر و صداى خودراز ما را فاش كند، اما هر قدر خواستند او را از خود دور كنند حاضر نشد، گوئى مى گفتبگذاريد من شما را از دشمنان محافظت كنم، (من هم رهرو اين راهم !...).
💡 تاریخچه ایمیل یاهو، با جوجو هلی، بانکدار و سرمایهگذار مقیم یاهو از نوامبر ۱۹۹۶ که با مالکان تمامی سرویسهای یاهو از زمانی که ایجاد شد سر و کار دارد، آغاز شد.
💡 عالمی چون گوی گردون بی سر و پا گشته اند تا که را از خاک بردارد خم چوگان او
💡 شامگاه ششم ژوئیه سال ۲۰۲۰ هشام الهاشمی، در مقابل خانهاش بر اثر حمله مسلحانه دو موتور سوار و تیراندازی به او در اتومبیل، مقابل خانه وی در منطقه زیونه در بغداد، از ناحیه سر و شکم مجروح شده و در بیمارستان ابن النفیس در اثر جراحات وارده جان باخت.
💡 هله بنشین تو بجنبان سر و میگوی بلی شمس تبریز نماید به تو اسرار غزل