لغت نامه دهخدا
سر بر زمین زدن. [ س َ ب َ زَ زَ دَ ] ( مص مرکب ) سجده کردن. ( آنندراج ).
سر بر زمین زدن. [ س َ ب َ زَ زَ دَ ] ( مص مرکب ) سجده کردن. ( آنندراج ).
سجده کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ما حق امرى مسلم له شى ء يوصى فيه ان يبيت ليلتين الا ووصيه مكتوبه عنده.يعنى هيچ فرد مسلمانى را نمى رسد كه چيزقابل وصيتى داشته باشد و دو شب را بدون نوشتن وصيتش سر بر بالين بگذارد.(370)
💡 (براى اطلاع بيشتر از ايمان ابو طالب كه در تمام دوران حياتش حامى پيامبر (صلىاللّه عليه و آله و سلّم ) و مدافع او بود و سر بر فرمانش داشت به جلد پنجم همينتفسير صفحه 191 تا 198 مراجعه فرمائيد)
💡 ترک سر گفتم و از پای تو سر بر نگرفتم در تو پیوستم و از هر دو جهان مهر گسستم
💡 شيرها اطراف امام را گرفتند، دستهايشان را بر زمين گذاشته سر بر روى دست خويشنهادند.
💡 شستن صورت در وضو يعنى، خدايا هر گناهى كه با اين صورت انجام دادم آن را شستشومى كنم كه با صورت پاك به جانب تو عبادت كنم و با پيشانى پاك سر بر خاكبگذارم.
💡 3 در روز بدر، لختى با سپاه دشمن جنگيدم. سپس نزدرسول خدا(ص ) باز گشتم تا ببينم او چه مى كند؟ پس ديدم آن حضرت سر بر خاكنهاده و در حال سجده مى گويد: يا حى يا قيوم....