زه بست

فرهنگستان زبان و ادب

{capotasto (it. ) , capo, capodastro (it. ), capo d'astro (it. )} [موسیقی] گیره ای قابل حرکت برای انتقال کوک پایه، در آن دسته از سازهای خانوادۀ بربط ها که دستان بندی شده اند

جمله سازی با زه بست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خط بطلان به سر قبله ی اسلام کشید آنکه طاق کج محراب دو ابروی تو بست

💡 مدتى بعد در سال 620 ابو ابراهيم ديده از جهان فرو بست و رضى الدين را سخت اندوهگين ساخت. (338)

💡 چه نهی به پای بندم چه گره زنی کمندم که گریز پا ز بستان و ز دام ناگزیرم

💡 محملت را تتق از پردهٔ شب خواهی بست ناقه‌ات را هدی از بانگ سحر خواهی کرد

💡 امام قرآن را بست، و با چهره اى آرام و مطمئن، سه مرتبه فرمود: (( هو واللّهزيد...)) به خدا قسم اين همان زيد است !!