لغت نامه دهخدا
زر امیری. [ زَ رِ اَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب )... و نقد ایشان ( مردم یزد ) زر امیری گویند که سه دینار از آن دیناری سرخ ارزد. ( فارسنامه ابن البلخی ص 122 ).
زر امیری. [ زَ رِ اَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب )... و نقد ایشان ( مردم یزد ) زر امیری گویند که سه دینار از آن دیناری سرخ ارزد. ( فارسنامه ابن البلخی ص 122 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از امیری خواستم اسرار پیر عشق را گفت ما با کودکان در یک دبستان اندریم
💡 در دورهٔ منگوقاآن (سالهای حکومت ۶۵۷–۶۴۸) نیز او به همین روش ادامه داد، در نتیجه مورد لطف خان مغول قرار گرفت و منگوقاآن فرمانِ امیری موصل را برای او فرستاد. در همین زمان، بدرالدین با استفاده از جایگاه خود و نزدیکی به دربار مغولان، نصیبین را تسخیر کرد.
💡 ای امیری بر دو چیز امیدواری منحصر شد همت ملت ز سوئی رحمت بیچون ز یکسو
💡 حامد امیری قویترین مرد لرستان که در اثر خاطر تصادفی دچار آسیبدیدگی شدید از ناحیه نخاع و ستون فقرات شده بود چند بار در این بیمارستان مورد عمل جراحی قرار گرفت.
💡 بود به مُلک مر او را مِهین امیری یار که مُلک را به کفِ اوست رتق و فتقِ امور
💡 طبق حکمی که محمد بن راشد آل مکتوم حاکم دبی و نخستوزیر امارات برای ساره امیری صادر کرده، افزون بر پست وزیر علوم پیشرفته این کشور، ریاست تیم اکتشاف مریخ و رئیس شورای دانشمندان این کشور است. شورای دانشمندان امارات در سال ۲۰۱۶ تأسیس شده است.