رواج شکستن
مترادفها
از مد افتادن، رواج نداشتن
متضادها
رواج یافتن، رایج شدن
لغت نامه دهخدا
رواج شکستن. [ رَ ش ِ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) بی رونق کردن. از آب و تاب انداختن. بی خریدار کردن:
گر محتسب رواج می ناب بشکند
از لعل میکش تو رسانم دماغ را.نصیرای بدخشانی ( از آنندراج ).رواج قمریان از ناله من
چو قد سرو از آن بالا شکسته.کلیم ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
بی رونق کردن از آب و تاب انداختن بی خریدار کردن
جمله سازی با رواج شکستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چاپ کَلاقهای یا باتیک یکی از روشهای چاپ بر روی پارچه است که در کشورهایی مانند اندونزی، تایلند، سریلانکا، هند و ایران از قدیم کاربرد داشتهاند. این روش در ایران بیشتر در تبریز و اسکو رواج دارد و کَلاقهای نامیده میشود. واژهٔ باتیک ریشهٔ اندونزیایی دارد. در چاپ کلاقهای، کلیه طرحها و رنگها را با استفاده از واکس و عملیات رنگرزی بر روی پارچه منتقل میکنند. برای این کار بیشتر از پارچه ابریشم استفاده میشود. تاروپود پارچه از واکس پوشیده میشود و هر دو روی پارچه یکسان نقش میشود. رنگهای به کار رفته برای چاپ بیشتر از دسته رنگهای گیاهی مانند روناس، اسپرک، پوست انار و زردچوبه است. یکی از ویژگیهای چاپ کلاقهای ایجاد رگههای رنگیاست که در اثر شکستن واکس و نفوذ رنگ از میان این شکستها به پارچه در حین عملیات رنگرزی بر روی پارچه پدید میآید.