رزم کاری

لغت نامه دهخدا

رزم کاری. [ رَ ] ( حامص مرکب ) جنگاوری. جنگجویی. ( فرهنگ فارسی معین ). رزمجویی. رزمخواهی. رجوع به رزمکار و مترادفات کلمه شود.

فرهنگ فارسی

جنگاوری جنگجویی رزمجویی

جمله سازی با رزم کاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به فرمان او کرد کاری که کرد ز بزم و ز رزم و ز ننگ و نبرد

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز