دیر اب
لغت نامه دهخدا
( دیرآب ) دیرآب. ( ص مرکب ) که زود انزال نکند. ( یادداشت مؤلف ):
زین سرابونی، یک اندامی، درشتی، پردلی
مغ کلاهی مغ روی دیرآب زود افشاره ای.سوزنی.
فرهنگ فارسی
( دیر آب ) که زود انزال نکند.
جمله سازی با دیر اب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زود یا دیر آب رفته ز جوی نه شگفت ار به جوی باز آید