ده مرادخان

لغت نامه دهخدا

ده مرادخان. [ دِه ْم ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حومه بخش صحنه شهرستان کرمانشاهان. واقع در 3هزارگزی جنوب خاوری صحنه. سکنه آن 272 تن. آب آن از چشمه و سراب بیدسرخ. راه فرعی به شوسه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

جمله سازی با ده مرادخان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ۸ اردیبهشت ۱۴۰۱ یک مأمور گشت ارشاد به رضا مرادخانی بوکسور سابق تیم ملی در پارک پردیسان چندین بار شلیک کرده و او را از ناحیه شکم و پا مجروح کرده‌است. این شلیک و مجروح کردن به بهانه بدحجابی وی و همسرش بوده‌است و در حالی که آن‌ها فرزند ده‌ماهه‌یشان در بغل‌شان بوده به آن‌ها اسپری فلفل زده و سپس به وی شلیک کرده‌اند.

💡 تم گوهری حسین‌آباد مرادخان مربوط به هزاره اول قبل از میلاد است و در شهرستان کهنوج، بخش رودبار، روستای حسین‌آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ مرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۵۷۴ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 در دوره زندیه همدان در دست امیران آن خاندان می‌گردید و ظهور طایفه قراگوزلوها در عرصه سپاهیگیری و سیانت در همدان از آثار همین دوره است. همچنین علی مرادخان خواهرزاده کریم خان والی همدان که پس از مرگ کریم‌خان ادعای استقلال‌طلبی داشت، همدان را مرکز و پایتخت خود قرار داد و به نام خود سکه ضرب نمود. او توانست شش سالی در برابر شاه قاجار مقاومت کند.