لغت نامه دهخدا
ده ریز. [ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان برد بره بخش اشترنیان شهرستان بروجرد. واقع در 8هزارگزی شمال اشترنیان دارای 381 تن سکنه است. آب آن از قنات تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
ده ریز. [ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان برد بره بخش اشترنیان شهرستان بروجرد. واقع در 8هزارگزی شمال اشترنیان دارای 381 تن سکنه است. آب آن از قنات تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عمارتهای آب و خاک نتوان بر فلک بردن اگر خواهی بنای رنگ ریزی ناله بر پاکن
💡 به طور معمول تغییرات بهبود فلز آسپُخت شده با کوئنچ و تمپر کردن معمول بر روی ریز ساختار مارتنزیت مقایسه میشود که در ادامه به آن اشاره میشود.
💡 جرعهای از جام خود در کام این ناکام ریز آب حیوان در دهان تشنه باید ریختن
💡 در ژل پلیمری شبکه دارای یک ریز ساختار پلیمری میباشد به عبارتی واحدهای پلیمری میباشند که تشکیل ژل میدهند.
💡 میفشان تخم سعی از حرص، در دنیای بی حاصل که ترسم دانه ی دل ریزی و خاشاک برداری
💡 جنگل گلوبردکان ریز از جمله مناطقی است که عید نوروز بسیار پر تردد و مهمانپذیر بوده و به دلیل وسعت نسبتاً زیاد تعداد زیادی از مسافران نوروزی و مردم بومی میتوانند از محیط مفرح آن استفاده کنند.