لغت نامه دهخدا
ده دعوائی. [ دِه ْ دَع ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان پاریز بخش مرکزی شهرستان سیرجان. واقع در 40هزارگزی شمال خاوری سعیدآباد. سکنه آن 150تن. آب آن از قنات تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده دعوائی. [ دِه ْ دَع ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان پاریز بخش مرکزی شهرستان سیرجان. واقع در 40هزارگزی شمال خاوری سعیدآباد. سکنه آن 150تن. آب آن از قنات تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
💡 سؤالی که کرده ای این بیان آن نیست و دعوائی که کرده ای این برهان آن نی، تو سئوال از آلت معرفت کرده ای نه از حالت معرفت، و هر وقت که سئوال از آلت معرفت رود لابد ببیان آن مشغول می باید شد و بیان آن آلت آنست که گفته شد که حق تعالی مر معرفت هر چیزی را آلتی آفریده است، موضوع و مصنوع
💡 در میان من و دل دعوائی است اینک این باغ بیخطر جایی است