لغت نامه دهخدا
دلال خانه. [ دَل ْ لا ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) دلاله خانه. خانه بد. بیت اللطف. زغارو. ( یادداشت مرحوم دهخدا ):
آن ریش نیست جغبت دلال خانه هاست
وقت جماع زیر حریفان فکندنیست.طیان مرغزی.
دلال خانه. [ دَل ْ لا ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) دلاله خانه. خانه بد. بیت اللطف. زغارو. ( یادداشت مرحوم دهخدا ):
آن ریش نیست جغبت دلال خانه هاست
وقت جماع زیر حریفان فکندنیست.طیان مرغزی.
دلاله خانه. خانه بد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شوخ دلال پیازم داشت قصد ترکتاز خانه خود بردم و کردم برهنه چون پیاز
💡 سوی خانه پادشاه ذوالجلال می خرامیدی چنین با صد دلال
💡 همچو موش است رهزن خانه یا که دلال مال بیگانه