دسته داشتن

لغت نامه دهخدا

دسته داشتن. [ دَ ت َ / ت ِ ت َ ] ( مص مرکب ) دارای دسته بودن. قبضه داشتن. جایی برای گرفتن بدست داشتن. دنباله داشتن. دمکی داشتن. || اجزاء گردآمده داشتن. || افراد بهم آمده داشتن. جوقی و گروهی از نوعی بهم داشتن:
کبوترباز معشوقی بدام آورده دلها را
که از خیل ملک هم چون کبوتر دسته ای دارد.سالک یزدی.

فرهنگ فارسی

دارای دسته بودن. قبضه داشتن

جمله سازی با دسته داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دوستى مال فقط به داشتن نيست، چه بسا افرادى ثروتى ندارند اما قلبا حريص به آنو چشم طمع به مال ديگران و آرزوى زياد به آن دارند، كه اين دسته و دسته قبلى، بهنفاق دچار و از خدا غافل و به ظواهر زندگىعاجل مشغول و نور ايمان از دلشان بيرون رفته است (704).

💡 سیستم مقایسه و طبقه‌بندی بر اساس کلادوگرام‌ها مختص موضوعات زیست‌شناسی نیست. هر گروهی از اشخاص یا اجسام که دارای طبقه باشند، نیای مشترک فرضی داشته باشند، و مجموعه‌ای از ویژگی‌های مشترک به‌ارث‌رسیده از نیای مشترک داشته باشند می‌توانند به این طریق دسته‌بندی شوند. تنها ملزومات آن داشتن خصیصه‌هایی قابل شناسایی و اندازه‌گیری است.

💡 پس اگر هم بخواهيم سر و صورتى به اين توجيه بدهيم بايد بگوييم: دستهاول كه شش نفرند، انبيايى هستند كه از جهت داشتن ملك و رياست تواءم با رسالتمشتركند. و دسته دوم كه چهار نفرند، انبيايى هستند كه در داشتن زهد و اعراض از زخارفدنيا مشتركند. و دسته سوم كه آنان نيز چهار تن مى باشند، انبيايى هستند كه خصوصيتمشتركى نداشته و ليكن هر كدام امتحان بزرگى مخصوص به خود داشته اند - و خداوندداناتر است.

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز