دست مالی کردن

لغت نامه دهخدا

دست مالی کردن. [ دَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) لمس کردن. برمجیدن. پرماسیدن. بساویدن. بسودن. ببسودن. مالیدن دست به چیزی. دست به چیزی زدن. || دست زده کردن. دست خورده کردن.

فرهنگ فارسی

لمس کردن. برمجیدن. بساویدن مالیدن دست به چیزی.

جمله سازی با دست مالی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر بودی مرا در دست مالی نمی‌بودم بدین سان پایمالت

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز