لغت نامه دهخدا
( درخت آویز ) درخت آویز. [ دِ رَ ] ( نف مرکب ) درخت آویزنده. || ( ن مف مرکب ) آویخته از درخت. || ( اِ مرکب ) ضُوَع. شوکی. مرغ شب. ( زمخشری ).
( درخت آویز ) درخت آویز. [ دِ رَ ] ( نف مرکب ) درخت آویزنده. || ( ن مف مرکب ) آویخته از درخت. || ( اِ مرکب ) ضُوَع. شوکی. مرغ شب. ( زمخشری ).
💡 و دارای میوههای ارغوانی شبیه انگور میباشد که از تنه و شاخههای این درخت آویزان میشوند. میتوان آنها را خام خورد یا برای درست کردن ژله، آبمیوه مورد استفاده قرار داد.
💡 زمانی که سپاهیان رستم شاه در جستجوی اسماعیل میرزای صفوی وارد گیلان شدند دستور داد که قفس بزرگی فراهم کنند و اسماعیل را درون آن قرار دهند و از درخت آویزان کنند.