در امیختگی

مترادف‌ها

در ترکیب، در آمیختگی

متضادها

جدایی، تفکیک

لغت نامه دهخدا

( درآمیختگی ) درآمیختگی. [ دَ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی درآمیخته. اختلاط. امتزاج. آمیزش. خلط.مزج. || تشویش. آشفتگی. ( ناظم الاطباء ).
- درآمیختگی رای؛ شک و تردید و حیرت. و رجوع به آمیختگی و آمیختن شود.

فرهنگ فارسی

( در آمیختگی ) حالت و چگونگی در آمیخته یا تشویش آشفتگی.

جمله سازی با در امیختگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در سنین نوجوانی او به همنوازی در مجالس شادی و عروسی پرداخت. موسیقی سنتی عربی بیشتر برای سرگرمی و مراسم شادی و عروسی در نظر گرفته می‌شد. این همنوازی دیگر رضایتبخش او نبود؛ بنابراین او شروع به نوشتن چندین قطعه کرد و کنسرتهای تکنوازی ترتیب داد که مورد توجه مردم و رسانه‌ها قرار گرفت. وی توانست با سعی در آمیختگی کیفیتها و اِلمانهای مشرق و مغرب مخصوص به موسیقی عرب و با یک دید غیر نوستالژیک شرقی و در عین حال امروزی، موزیک منحصربه‌فرد خود را بیافریند.

💡 در آمیختگی گسترده فرهنگ‌های مختلف در دوران باستان، باعث شکل‌گیری تمدن‌های بسیار غنی و متنوع در سراسر جهان شد.

💡 در آمیختگی عناصر شیمیایی مختلف، می‌توان ترکیبات جدیدی ایجاد کرد که خواص بسیار منحصر به فردی برای صنایع مدرن داشته باشند.

💡 در آمیختگی هنر و سیاست، گاهی اوقات آثار هنری به ابزاری برای انتقال پیام‌های عمیق اجتماعی و سیاسی تبدیل می‌شوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران