دامن برداشتن

لغت نامه دهخدا

دامن برداشتن. [ م َ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) بلند کردن دامن. برچیدن دامن. بالا گرفتن دامن. بدست گرفتن دنباله دامن تا بزمین نساید.
- دامن خرگاه برداشتن؛ بالا زدن دامن خرگاه:
اگر نسیم ریاض وطن هوس داری
بناله دامن خرگاه آسمان بردار.کلیم ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

بلند کردن دامن

جمله سازی با دامن برداشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون صدف من هم ز گوهر دامنی می داشتم می توانستم اگر دست از دهان برداشتن