خنده ریش

لغت نامه دهخدا

خنده ریش. [ خ َ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) ریشخند و او کسی باشد که مردم بعنوان تمسخر و ظرافت بر او خندند. ( برهان قاطع ). رجوع به خنده خریش شود.
- خنده ریش کردن؛ تمسخر کردن. استهزاء نمودن. ریشخند کردن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

۱ - (صفت ) کسی که مردم بدو خندندو او را مسخره کنند. ۲ - (اسم ) ریشخند مسخره.
ریشخند و او کسی باشد که مردم بعنوان تمسخر و ظرافت برو خندند.

جمله سازی با خنده ریش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نمایش‌نامهٔ پرومتئوس پیرکائوس، نمایشی هجو پس از این سه‌گانه بود که آن را پرومته آتش‌افروز و «پرومتهٔ آتش‌آور» هم ترجمه کرده‌اند و بازنویسی خنده‌داری‌ست از دزد آتشِ تیتان. بخش‌هایی از پرومتئوس پیرکائوس موجود است و بنا به گفتهٔ پلوتارک یکی از بخش‌های آن بیانیه‌ای از پرومته بوده‌است در هشدار به ساتیری که می‌خواسته آتش را ببوسد و در آغوش بگیرد تا شاید که «برای ریش خود سوگواری کند اگر چنین کند.»

💡 «... اگر سید به ریش من می‌خنده، لابد ریش من خنده داره! !..».

💡 خون شد جگر از خنده که آن رشک ملک زد تا چند توان بر جگر ریش نمک زد