خم خوردن

مترادف‌ها

دولا شدن، خم شدن

متضادها

راست شدن، ایستادن

لغت نامه دهخدا

خم خوردن. [ خ َ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) فریب خوردن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ):
خم زلف تو خورده ام از آن رو
شانه وش می کشم خلال بر مو.طالب آملی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

فریب خوردن

جمله سازی با خم خوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شريكان شيطان  همانطور كه انسان با برادران و دوستان خود وارد داد و ستد مى شود و با هم يارىديگران كارها را انجام مى دهد، عدهاى هم با شيطان شريك مى شوند. يكى از كارهايى كهاينان انجام مى دهند و شيطان را به آن فرا مى خوانند، غذا خوردن است.

💡 خداوند فرمود: آنچه روزه به جاى كى گذارد كم خوردن و كم گفتن و عبادت مى باشد!

💡 حاصلی غیر از جگر‌ خوردن ندارد راستی نان به خون تر می‌شود صبحِ صداقت‌کیش را

💡 پروردگارا! از تو مى خواهم كسى را در خوردن اين غذا همراهم سازى كه من و تو رادوست داشته باشد.

💡 چشم او را کرد صبر من به خون خوردن دلیر حسن در جام نخستین این شراب از من گرفت

💡 پيشوايان گمراهى نيز به اينان ولايت و رياست بخشيدند و آنان را حاكم ساختند و برگردن مردم سوار كردند و به كمك اينها به خوردن دنيامشغول شدند. مردم نيز معمولا همراه سلاطين و دنيايند، مگر كسى كه خداوند وى رانگهدارد. (887)

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران