فرهنگستان زبان و ادب
{midclavicular line} [علوم تشریحی] خطی عمودی که از نقطۀ وسط استخوان چنبر عبور می کند متـ. خط میان چنبری
{midclavicular line} [علوم تشریحی] خطی عمودی که از نقطۀ وسط استخوان چنبر عبور می کند متـ. خط میان چنبری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جکو فعالیت حرفهای را از بازی در خط میانی برای تیم ژلیزنیچار در بین سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ آغاز کرد، اما بازی در آن پست موفقیت اندکی برای او به همراه داشت. قد بلند و تواناییهای کم تکنیکی او بسیار مورد توجه بود. مربی جکو در آن زمان ییری پلیشک (Jiří Plíšek) متوجه پتانسیل او شد و هنگام بازگشت به خانه به جمهوری چک، تیم اف کی تپلیس را به خریدن او توصیه کرد.
💡 با پاهای کاملاً باز، راست ایستاده و کف پای راست نود درجه و کف پای چپ شصت درجه نسبت به خط میانی بدن چرخیده، با دم عمیق دستها در دو سوی بدن بالا رفته و موازی با زمین و در امتداد شانهها کشیده میشود.
💡 سعید حسینپور در نیم فصل اول لیگ بیستم با توجه به ترافیک خط میانی سرخها و حضور بازیکنان صاحبنام، ترجیح داد برای دستیابی به فرصت بیشتر راهی ماشین سازی شود.