لغت نامه دهخدا
خط حوادث. [ خ َطْ طِ ح َ دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از معدوم شدن حوادثات باشد. ( از ناظم الاطباء ).
خط حوادث. [ خ َطْ طِ ح َ دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از معدوم شدن حوادثات باشد. ( از ناظم الاطباء ).
کنایه از معدوم شدن حوادثات باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شـكـيـبـائى در بـرابر حوادث سخت و طوفانهاى سنگين نشانه شخصيت و وسعت روح آدمىاست، آنچنان وسعتى كه حوادث بزرگ را در خود جاى مى دهد و لرزان نمى گردد.
💡 اين بود اجمالى از حوادث بصره پيش از ورود اميرالمؤ منين - عليه السّلام - به آنجا.
💡 با حوادث بس که عادت کرده ام در خانه ام انتظار سیل دایم چشم روزن می کشد
💡 خنده بر سیل حوادث میزنم چون کبک مست دادهام از سختجانی پشت بر کهسار خویش
💡 به جای آن که با استمداد از حافظه ام به نقل یک به یک حوادث بپردازم، از روی یاداشتهایی که در زمان رویدادها تهیه کرده ام آنچه را که اتفاق افتاده قرائت می کنم.
💡 شور سیلاب حوادث سنگ را بیدار کرد تا به کی از خواب غفلت چشم نگشاید کسی؟