لغت نامه دهخدا
خرده سر. [ خ ُ دَ / دِ س َ ] ( ص مرکب ) آنکه سر کوچک دارد. آنکه سر او بزرگ نیست. کوچک سر.
خرده سر. [ خ ُ دَ / دِ س َ ] ( ص مرکب ) آنکه سر کوچک دارد. آنکه سر او بزرگ نیست. کوچک سر.
آنکه سر کوچک دارد آنکه سر او بزرگ نیست.
💡 این یک دو هفته ای که ترا هست خرده ای ای گل ز بلبلان خبری می گرفته باش
💡 وگر چنانکه ازو خردهای پدید آمد به بنده بخش و از آن خرده در شمار میار
💡 هیچ کس خرده بر اشعار خیالی نگرفت تا به وصف قد تو طبع خرد موزون کرد
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به خردهپولی از بهشت، رابین از شروود، آدمکشان میدسامر، واگنر، اسرار ادوین درود، درمانگاه و حفره اشاره کرد.
💡 تپه خرده سرآب ۲ مربوط به عصر آهن - دوره سلجوقیان است و در شهرستان کرمانشاه، بخش مرکزی، دهستان میان دربند، ۵۰۰ متری غرب روستای نظام آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۴۱۵۱ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 خرده لاریم، روستایی است از توابع بخش گیلخوران شهرستان جویبار در استان مازندران ایران.