خر کوهی

لغت نامه دهخدا

خر کوهی. [ خ َ رِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی از چارپایان کوهی است چون «آهو» و بزکوهی و «کل » که شکار کرده میشود. عیر. ( دهار ): و ایشان را جلبه بود چونانک خران کوهی. ( تفسیر ابوالفتوح ج 1 ص 781 ). از میان مکه و مدینه می رفتند خر کوهی پیش آمد.( تفسیر ابوالفتوح ج 2 ص 221 ). و اگر گاو کوهی یا خرکوهی بصید بگیرد... ( تفسیر ابوالفتوح ج 2 ص 223 ).

جمله سازی با خر کوهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از محله‌های این شهر می‌توان به چهارسماور، کوهی‌خانه، سمنت کوبریک، عرب‌خانه و دروازهٔ هرات اشاره کرد.

💡 دشمن اگر شود به مثل کوهی از حدید خواهد به خون نشست ز تیغ تو تا کمر

💡 ز بار عشق تو دوشم بدوش کوهی بود که در برابر آن کوه وزن کاهی داشت

💡 جز رخ زلفش چو کوهی نقش او درجای نیست هر که او را هست حرفی از سفید و از سیاه

💡 در کوی عشق کوهی کمتر بود ز کاهی جز عاشقان نیابند این نکته را کماهی

💡 تْسیخه (به گرجی: ციხე) (به معنای:قلعه یا زندان) کوهی در نزدیکی فریدون‌شهر است.

بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز